X
تبلیغات
ششم دبستان

ششم دبستان
درس های ششم ابتدایی « فارسی ـ علوم ـ اجتماعی ـ ریاضی ـ تفکّر و پژوهش » 
لینک دوستان + همکاران محترم
امکانات وبلاگ

در این قسمت ابتدا متن  هر درس از کتاب فارسی ششم را می گذارم و

بعد از متن معنی یا واژه های دشوار همان متن  را می گذارم و بعد از آن

قسمت   یادآوری  را  که شامل دو قسمت الف و ب می باشد و  در واقع

همان نکته های درس می باشد را مشاهده می کنید .

 

متن کتاب : درس اول             معرفت آفریدگار

( نویسنده ی این متن : ابوعلی بلعمی ـ از کتاب تاریخ بلعمی )

این همه خَلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری،این همه را خالقی است

 که آفریدگار ایشان است و نعمت بر ایشان از وی است،آفریدگار را بباید پرستیدن 

و بر نعمت او سپاس داری باید کردن.

 

اندیشه کردن اندر کار خالق و مخلوق،روشنایی افزاید اندر دل و غفلت از این 

و نا اندیشیدن،تاریکی افزاید اندر دل،ونادانی،گمراهی است.

 

معنی درس اوّل : معرفت آفریدگار

این همه آفریده که می بینید که این قدر زیاد است،این همه را آفریننده ای آفرید

که خداوند گار است و نعمت های ما از ایشان است.آفریدگار را باید  بپرستیم و

از نعمت او شکر گذاری و تشکر باید بکنیم.

 

فکر کردن درباره ی کار آفریننده و آفریده شده،روشنایی و نور یه دل ها می بخشد

و فکر نکردن و نادانی کردن تاریکی به دل ها می دهد و نتیجه نادانی گمراهی است.

 

در ادامه ی متن درس اول ۴ بیت از سعدی با موضوع معرفت خداوند آمده .

ابتدا ابیات را مشاهده می کنید و بعد از آن معنی ابیات به ترتیب آمده.

 

باد بهاری وزید از طرف مرغزار               باز به گردون رسید،ناله ی هر مرغ زار

خیزوغنیمت شمار،جنبش بادربیع           ناله ی موزون مرغ،بوی خوش لاله زار

هرگل وبرگی که هست،یادخدامیکند      بلبل و قمری چه خواند؟یاد خداوندگار

برگ درختان سبزدر نظر هوشیار              هر ورقش دفتری ست،معرفت کردگار

"سعدی

 

معنی شعر : سعدی 

1 ـ باد بهاری از طرف سبزه زار وزید   (معنی مصراع اول )

باز صدای پرندگان به گوش گردش روزگار رسید. (معنی مصراع دوم )


2 ـ بلند شو و از فرصت استفاده کن.وزیدن باد بهاری، (معنی مصراع اول )

صدای آهنگین پرندگان و بوی خوب گلها.  (معنی مصراع دوم )


3 ـ هر چیزی که در  دنیا هست،از خداوند یاد می کند. (معنی مصراع اول )

بلبل و قمری و پرندگان با صدای زیبای خود چه چیزی را یاد آوری کردند؟

یاد خداوند و آفریدگار.  (معنی مصراع دوم )


4 ـ برگ درختان سبز،در نظر انسان عاقل    (معنی مصراع اول )

مانند دفتری است که به آن نگاه  می کند و به شناخت خداوند می رسد.

(معنی مصراع دوم )

 

یادآوری : 

الف )

جمله:جمله به مجموع چند کلمه می گویند که مفهومی داشته باشد و

پیامی را از گوینده به شنونده منتقل کند.


انواع جمله:

جمله خبری: به جمله ای می گویند که خبری را بیان می کند. مانند:

دوستم امروز به مدرسه نیامد.

 

جمله امری: به جمله ای می گویند که در آن دستوری یا خواهشی وجود

داشته یاشد مانند:در را ببند.

 

جمله پرسشی: جمله ای است که پرسشی را بیان می کند و  در پایان جمله ی

پرسشی علامت ؟ می آید. مانند:ساعت چند است؟


جمله عاطفی: جمله ای است که در آن احساس شگفتی و عاطفی وجود

داشته باشد و علامت جمله ی عاطفی ! می باشد.مانند:چه گل زیبایی!


ب ) 

برای موزون تر شدن وزیبا و آهنگین تر شدن شعر گاهی جای اجزای آن

تغییر می کنند مثلا گاهی اوقات فعل به جای آخر جمله در اول جمله وجود

دارد مانند:باز به گردون «رسید»ناله ی هر مرغ زار.


درس دوم :     پنجره های شناخت

این درس درباره ی شناخت بهتر خداوند است؛که دانش آموزان این کلاس 

سعی می کنند که ارتباط کلمات:

خود،خلق،خلقت،خالق

را پیدا کنند که هر گروه با دید خود این ارتباطات را بیان می کنند و معلم هم

 آخر سر نتیجه ی بسیار جالبی می گیرد:

« تفکر،ایمان،علم،عمل و اخلاق » مانند پنج پنجره برای شناخت و تماشای 

آفرینش الهی است.هر گروه با بیان نظرات خود،ما را یک قدم به شناخت 

خداوند نزدیک تر کرد.ما هم برای کشف و شناخت بهتر زیبایی های آفرینش،

باید به تفکر درباره ی خود خلق،خلقت و خالق بپردازیم.

 

یاد آوری:

به دو گرو از کلمات زیر توجه کنید:

علم=عالم،معلوم،معلم،تعلیم،علوم.

شهد=شاهد،مشهد،شهید،شهادت.

همان گونه که می بینید تمام واژه های ردیف اول در سه حرف(ع،ل،م)و

همه ی کلمات ردیف دوم در سه حرف(ش،ه،د)مشترک هستند؛به این 

دسته از کلمه ها که از یک ریشه و خانواده هستند،هم خانواده می گویند.

درس سوم :            داستان من وشما

این داستان درباره ی زبان فارسی است که خودش را معرفی می کند.

زبان فارسی از آغاز تاریخ وطن ما ایران،شروع شده و هنوز هم ادامه دارد.

زبان فارسی فرزندان بزرگی تربیت کرده است مانند سعدی،حافظ،فردوسی و..

که مردم با شنیدن زبان فارسی یاد انها و یا با شنیدن اسم آنها یاد زبان فارسی

می افتند.زبان فارسی چندچهره دارد:یکی آوا و صدا است که ما با گوش دادن

آن را می فهمیم.دوم خط است که در نوشتن آشکار می شود و ما با دیدن و از راه

چشم با آن آشنا می شویم.

هر واژه معمولا یک معنی و تلفظ و یک طرز نوشتن دارد اما بعضی از واژه ها

بیشتر از یکی دارند.

 

 

یادآوری :

الف )

آموختیم که زبان چندشکل یا چهره دارد که عبارت اند از:

آوا و صدا  ـ  خط  ـ اشاره 

یادگیری خط ، دشواری بیش تری دارد زیرا نوشتن ، در اصل به کار گرفتن

قواعد و قراردادهای تعیین شده ، در هر جامعه است.

ب )

در زبان فارسی برخی کلمات ممکن است به دو شکل نوشته شوند که هر

دو صورت آن،صحیح است، مانند : کتاب خانه ـ کتابخانه


[ دوشنبه 1 مهر1392 ] [ 23:51 ] [ گنجینه ی شعر و ادب ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

درس ادیب اگر بُوَد زمزمه ی محبّتی

جمعه به مکتب آوَرَدطفلِ گُریزپای را

(نظیر نیشابوری)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام به همه ی همکاران محترم و

همچنین دانش آموزان عزیزم ...

دبیر ادبیات ـ املا ـ انشای فارسی

و مطالعات اجتماعی در دبستان و

دوره ی راهنمایی،مدارس شهرستان

اصفهان هستم و ساعاتی نیز در

دبیرستان،زبان فارسی و ادبیات فارسی

تدریس می کنم ...


امسال برای اولین بار جسارت کردم و

ریاضی و علوم ششم دبستان را نیز

تدریس کردم ...


و به جرأت میگم که تدریس هیچ درسی

به اندازه ی تدریس درس«ادبیات فارسی»

شیرین و لذت بخش نیست...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هدفم از مطالب این وبلاگ کمک به

دانش آموزان در فراگیری مطالب کتاب

درسی می باشد.

امیدوارم مطالب وبلاگ برای شما

عزیزان مفید باشد.

هر گونه سؤال،پیشنهاد، انتقاد و نظر

درباره ی مطالب این وبلاگ دارید در

قسمت نظرات وبلاگ بگذارید سعی

می کنم در اسرع وقت پاسخ شما

عزیزان را بدهم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیدوارم در درس و زندگی موفّق و

سربلند باشید ...


به امید موفّقیت شما دانش آموزان

عزیزم در تمام مراحل زندگی ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


1 ـ گفت استاد مَبَر درس از یاد

یاد باد آنچه مرا گفت استاد



2 ـ یاد باد آنکه مرا یاد آموخت

آدمی نان خورد از دولت یاد


3 ـ هیچ یادم نرود این معنی

که مرا مادرِ من نادان زاد


4 ـ پدرم نیز چو استادم دید

گشت از تربیت من آزاد


5 ـ پس مرا منّت از استاد بود

که به تعلیم من اُستاد اِستاد


6 ـ هر چه دانست بیاموخت مرا

غیر یک اصل که ناگفته نهاد


7 ـ قدرِ استاد نکو دانستن

حیف استاد به من یاد نداد ...


( شاعر :ایرج میرزا )


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به پای خودمان :


خوب و بد هر چه نوشتند به پای خودمان

انتخابی است که کردیم برای خودمان



این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند

غم نداریم ، بزرگ است خدای خودمان



بگذاریم که با فلسفه شان خوش باشند

خودمان آینه هستیم برای خودمان



ما دو رودیم که حالا سر دریا داریم

دو مسافر یله در آب و هوای خودمان



احتیاجی به در و دشت نداریم اگر

رو به هم باز شود پنجره های خودمان



من و تو با همه ی شهر تفاوت داریم

دیگران را نگذاریم به جای خودمان



دیگران هر چه که گفتند بگویند،بیا

خودمان شعر بخوانیم برای خودمان


(شاعر : مهدی فرجی)
موضوعات وب
امکانات وب
تماس با ما